شعر نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد از نادر ابراهیمی، یکی از لطیف‌ترین و زیباترین اشعار سپید است که با مفاهیم عاشقانه روح شما را نوازش می‌کند. این شعر در ستایش مهشوق سروده شده و نادر ابراهیمی در آن با زیباترین تشبیه‌ها توصیفات بی‌نظیری را بیان کرده است. اگر به خواندن اشعار عاشقانه در قالب شعر سپید علاقه دارید، شعر تو را من چشم در راهم از نیما یوشیج را از دست ندهید. در ادامه می‌توانید شعر نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد نادر ابراهیمی را در کاغذرنگی مطالعه کنید.

نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد

گل از تو گلگون‌تر
امید از تو شیرین‌تر
نمی‌شود پاییز
فضای نمناک جنگلی‌اش
برگ‌های خسته زردش
غمگین‌تر از نگاه تو باشد
نمی‌شود
می‌دانم
نمی‌شود آوازی
که مرد روستایی و عاشق
با صدایی صاف
در اعماق دره می‌خواند
در شمال شمال
رنگین‌تر از صدای تو باشد

نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد

و صدای شیهه‌ اسبی تنها در ارتفاع کوه
و صدای عابر پیری که آب می‌خواهد
به عمق یک سلام تو باشد
شب هنگام
که خسته‌ایم از کار
که خسته‌ایم از روز
که خسته‌ایم از تکرار

نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد

نمی‌شود که تو باشی، به مهربانی مهتاب
در آن زمان که روح دردمند ولگرد
باز هم کوله را زمین نگذارد
و سر را بر زانوی مهربانی تو
نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد
شکوفه از تو شاداب‌تر
پاییز از توغمگین‌تر
نمی‌شود که تو باشی، شعر هم باشد
نمی‌شود که تو باشی، ترانه هم باشد
نمی‌شود که تو باشی، گلدان یاس هم باشد
نمی‌شود که تو باشی، بلور هم باشد
نمی‌شود که شب هنگام
عطر نگاه تو باشد
محبوبه‌های شب هم باشند

نمی‌شود که تو باشی، من عاشق تو نباشم

نمی‌شود که تو باشی
درست همین طور که هستی
و من، هزاربار خوب‌تر از این باشم
باز، هزاربار، عاشق تو نباشم

نمی‌شود می‌دانم
نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد.

نادر ابراهیمی

دریافت پوستر شعر