شعر دریای شور انگیز چشمانت شعری زیبا و دوست داشتنی از حسین منزوی است. این شعر دوست داشتنی یکی از بهترین ایده‌ها برای ارسال آن به دوستان یا همسرتان به‌حساب می‌آید. حسین منزوی عزیز در شعر دریای شور انگیز چشمانت با حسی ناب دوران عشق و عاشقی و آینده زندگی را به تصویر می‌کشد و البته بسیار زیبا هم این‌کار را انجام می‌دهد. در ادامه این مطلب از کاغذ رنگی این شعر دوست داشتنی را مطالعه و در صورتی که به این سبک شعر علاقه‌مند هستید، شعر مرا هزار امید است را مطالعه کنید.

شعر طلوع آبی

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست،

آنجا که باید دل به دریا زد، همین جاست،

در من طلوع آبی آن چشم روشن،

یادآور صبح خیال‌انگیز دریاست،

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت،

آنک چراغانی که در چشم تو برپاست،

بیهوده می‌کوشی که راز عاشقی را،

از من بپوشانی که در چشم تو پیداست،

ما هر دوان خاموش خاموشیم، اما،

چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست،

دیروزمان را با غروری پوچ گشتیم،

امروز هم زانسان ولی آینده ماراست،

دور از نوازش‌های دست مهربانت،

دستان من در انزوای خویش تنهاست،

بگذار دستت راز دستم را بداند،

بی‌هیچ پروایی که دست عشق با ماست

حسین منزوی