شعر چرا رفتی چرا من بی‌ قرارم یکی از شاهکارهای سیمین بهبهانی شاعر نامدار ایرانی است. این شعر که در قالب مثنوی سروده شده، یکی از همدم‌های اغلب عاشقانی است که عشق را با جدایی تجربه می‌کنند. مخصوصا که خواننده خوش صدای ایران همایون شجریان هم همین شعر را به صورت تصنیفی دلنشین در آلبوم نسیم وصل اجرا کرده است. در ادامه این مطلب از کاغذ رنگی شما می‌توانید شعر چرا رفتی چرا من بی قرارم سیمیمن بهبهانی را بخوانید. از دیگر اشعار این سبک می‌توان به شعر مرا هزار امید است، اشاره کرد.

شعر بی قرار

 چرا رفتی چرا من بی قرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟

ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟

نه هنگام گل و فصل بهار است؟

نه عاشق در بهاران بی‌قرار است؟

نگفتم با لبان بسته خویش

به تو راز درون خسته خویش؟

خروش از چشم من نشنید گوشت؟

نیاورد از خروشم در خروشت؟

اگر جانت ز جانم آگهی داشت

چرا بی‌تابیم را سهل انگاشت؟

کنار خانه ما کوهسار است

ز دیدار رقیبان برکنار است

چو شمع مهر خاموشی گزیند

شب اندر وی به آرامی نشیند

ز ماه و پرتو سیمینه او

حریری اوفتد بر سینه او

نسیمش مستی انگیزه‌ست و خوشبوست

پر از عطر شقایق‌های خودروست

بیا با هم شبی آنجا سرآریم

دمار از جان دوری‌ها برآریم

خیالت گرچه عمری یار من بود

امیدت گرچه در پندار من بود

بیا امشب شرابی دیگرم ده

ز مینای حقیقت ساغرم ده

دل دیوانه را دیوانه‌تر کن

مرا از هر دو عالم بی‌خبر کن

بیا! دنیا دو روزی بیشتر نیست

پیِ فرداش فردای دگر نیست

بیا… اما نه، خوبان خودپرستند

به بندِ مهر، کمتر پای بستند

اگر یک دم شرابی می‌چشانند

خمارآلوده عمری می‌نشانند

در این شهر آزمودم من بسی را

ندیدم باوفا زانان کسی را

تو هم هر چند مهر بی‌غروبی

به بی‌مهری گواهت این که خوبی

گذشتم من ز سودای وصالت

مرا تنها رها کن با خیالت

سیمین بهبهانی