شعر ای پادشه خوبان غزل شماره 493 دیوان حافظ است. این غزل که با ریتمی تند و مضمونی شاد خوانده شده، معانی و تفاسیر زیبایی دارد که با کمی تامل و تفکر در شعر به آن‌ها خواهید رسید. در ادامه این مطلب از کاغذ رنگی شعر ای پادشه خوبان را آورده‌ایم. در‌صورتی که به اشعار کلاسیک علاقه‌مند هستید، می‌توانید اشعار دیگری مثل اوست نشسته در نظر از شمس تبریزی یا مرا هزار امید است از سیمین بهبهانی را مطالعه کنید. لازم ‌به ذکر است که قسمتی از این شعر را استاد علیرضا افتخاری در تصنیفی به نام در هوای تو از آلبوم نیلوفرانه خوانده است که آخر مطلب می‌توانید آن را بشنوید.

شعر ای پادشه خوبان

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد، وقت است که باز آیی

دائم گل این بستان شاداب نمی‌ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

دیشب گله زلفش، با باد همی‌ کردم

گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی

صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند

این است حریف ای دل، تا باد نپیمایی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد

کز دست بخواهد شد، پایاب شکیبایی

یا رب به که شاید گفت؟ این نکته که در عالم

رخساره به کس ننمود، آن شاهد هرجایی

ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست

شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

ای درد توام درمان، در بستر ناکامی

و ای یاد توام مونس، در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم،

لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست

کفر است در این مذهب، خودبینی و خودرایی

زین دایره مینا خونین جگرم می ده

تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی

حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد

شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی

حافظ

آهنگ در هوای تو از علیرضا افتخاری