شعر من خود آن سیزدهم یکی دیگر از اشعار شاعرِ عارفِ تبریزیِ ایران است. این شعر نیز مانند شعر آمدی جانم به قربانت در قالب غزل سروده شده است. درباره علت سروده شدن آن بسیاری نقل می‌کنند که این شعر را شهریار در فراق معشوقه خودش سروده است. در ادامه این مطلب از کاغذ رنگی شعر من همان سیزدهم را برای شما آورده‌ایم. شعر گوهر فروش در مجموعه غزلیات شهریار به ‌عنوان غزل 83 ارائه شده و البته لازم به ذکر است که محسن چاوشی هم در آهنگ سیزده این شعر را به زیبایی اجرا کرده است که پس از شعر امکان شنیدن آهنگ در همین صفحه ممکن است.

من خود آن سیزدهم

شعر گوهر فروش

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

خون دل می‌خورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحب‌نظرم

من که با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی‌سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در آیند از شهر

من همان سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه معشوقه خود می‌گذرم

تو از آن دگری، رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم

محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار)

آهنگ سیزده از محسن چاووشی