یکی از صفاتی که سعدی به آن شهرت دارد، «استاد سخن» است؛ چراکه سعدی یکی از بهترین شاعران فارسی‌زبان است که توانسته با زبان فارسی اشعاری عمیق، با معانی بسیار دل‌نواز بسراید. هرچند اشعار سعدی همگی به زبان شیرین فارسی هستند، اما او مدت بسیار زیادی ساکن شهرهای عرب‌زبان مثل بغداد، حجاز و شام بود.

پس از آن سعدی به زادگاه و سرزمین خود یعنی شیراز بازگشت و تا پایان عمر در همین شهر که به حق به شهر شعر و ادب شهرت دارد، ماندگار شد. شعر چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی یکی از معروف‌ترین اشعار سعدی است که بین عاشقان گل کرده است. شما می‌توانید علاوه‌براین شعر، شعر عاشقانه خیلی از شاعران را در کاغذ رنگی بخوانید.

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی،

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی،

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم،

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی،

ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه،

ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی،

آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان،

که دل اهل نظر برد که سریست خدایی،

پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند،

تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی،

حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان،

این توانم که بیایم به محلت به گدایی،

عشق و درویشی و انگشت‌نمایی و ملامت،

همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی،

روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا،

در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی،

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم،

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی،

شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن،

تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی،

سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد،

که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی،

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده،

نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

سعدی

آهنگ من ندانستم با صدای محسن چاوشی