هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه یکی از محبوب‌ترین شاعران معاصر است. این شاعر متولد 1306 در رشت، از خانواده‌ای بهائی به دنیا آمد که به دلیل نوع گرایش دینی و مذهبی خود، سختی و رنج زیادی را به جان خرید. اولین دفتر شعر امیرهوشنگ ابتهاج که در دوره دبیرستان از او منتشر شد، نخستین نغمه‌ها نام دارد.

جالب است بدانید هوشنگ ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد. خیلی از اشعار عاشقانه ابتهاج از احساس لطیف و عاشقانه او نسبت به این دختر ارمنی الهام گرفته است. یکی از معروف‌ترین اشعار سایه، شعر ارغوان اوست که می‌توانید در کاغذ رنگی آن را بخوانید.

در ادامه شعر «در این سرای بی‌کسی، کسی به در نمی‌زند» را از هوشنگ ابتهاج آورده‌ایم. همچنین می‌توانید پایان شعر، دکلمه آن را از رضا پیربادیان بشنوید.

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند،

به دشتِ پُرملال ما، پرنده پَر نمی‌زند،

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی‌کُند،

کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی‌زند،

نشسته‌ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار،

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند،

گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم،

یک صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند

دل خراب من دگر خراب‌تر نمی‌شود،

که خنجر غمت از این خراب‌تر نمی‌زند،

چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات؟

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی‌زند،

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست

اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند

هوشنگ ابتهاج

دکلمه در این سرای بی‌کسی با صدای رضا پیربادیان